نجم الدين ابو الرجاء قمى
143
تاريخ الوزراء ( فارسى )
« وزارت تاج الدين ابو طالب » ( 8 ) مردم پنداشتند كه بزرگى را به وزارت مىآرند . خبر ( 125 پ ) عيان شده ، تابوت مردگان مىآوردند ، نه آن تابوت كه « فيه سكينة من ربكم ، و بقية مما ترك آل موسى و آل هارون » . وزارت به همه كس لايق نباشد . ستارگان كه بر آسماناند ، اگر بر زمين بودندى ، رونق نداشتندى . ديوان طغرا ، به پسر تاج الدين ، قوام الدين لقب ، مفوض شد . شمس الدين ابو نجيب را معزول كردند ، از همهء شغلها ، چون موى از ميان خمير بيرون آمد . خاصبك مصلحت در آن ديد كه دفعى بكند . شاخ دولت او چون شاخ ميوه بود ، كه جهت صلاح زنند ، همچون باز بود كه چشمش نه از مذلت دوزند . عزل او ، تقطيع بيت بود كه جهت تصحيح كنند . زعارتى به افراط در طبع تاج الدين بود . قوارض زبان او متواتر شد ، و نكادتى كه در نهاد او بود ظاهر كرد . چون مجمره بود كه از آن جز سياهى بيرون نيايد . او را بر همه كس خشم بود ، ( 126 ر ) با همهكس چون شتر گردن كژ داشتى . ندانست كه خداى تعالى هركسى را جهت كارى آفريده است ، چنان كه به زيادتى ناخنى كه ببايد افگندن ، مردم خويشتن را شفا دهد ، وحك اعضاء كند . به كمتر كسى كارها بزرگ برآيد . سراى طبع تاج الدين ، سردى هوا بود كه از افراط ، خاك